خرید بک لینک
دیداری اگر از منِ بیمار نکردهاز شرم گناهیست که اقرار نکرده با من بنشین ای گل نورسته که گل رابا خار نشستن به خدا خار نکرده دردی که من از حسرت دیدار کشیدمکاری به دلم کرده که سیگار نکرده تقصیر مرا گردن آن یار نیندازمن را که به این رابطه وادار نکرده در اوج فداکاری از این عشق گذشتیمبگذار بگویند که ایثار

برچسب: نویسنده: پندار اسدیان تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 10:23

از پنجره ماهی نو دیدم لب بام آمدماه رمضان بودوعطرش به مشام آمد مهمانی معبود و یک سفرهٔ جانانهبر روی لبم ناگه لبخند و سلام آمد پُر می شدم از معنا هربار که می دیدمابلیس درونم را وقتی که به دام آمد من غرق دراین حسّ و درحالت خوشحالییکباره شنیدم که از عرش پیام آمد : *« این فرصت تمرین جنگیدن با نفس استروز

برچسب: نویسنده: پندار اسدیان تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 9:50

هنرمند است دستی که تراشیده ست اندامشهمان خالق خدایی که خودش هم مانده سرسامش شبیه سرو می ماند ولی او بار و بر دارد دمار از من در آورده دو چشم مثل بادامش یقین دارم یهودی هم نماز شکر میخوانداگر قامت کند با آن صدای ناز و آرامش نمی دانی چه چیزی هست موزون می کند شعرم؟توجه کن به اوزانِ «تتن تن» توی هر گامش

برچسب: نویسنده: پندار اسدیان تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 9:50

مسیحایی و جانبخشی به قدری ناز و شیرینیدلم بدجور می گیرد زمانی که تو غمگینی تو دریای خزر هستی شمالینی و بالاییو من دریای عمّانم که محکومم به پایینی بیا با خود ببر من را به لنگرگاه آغوشتکه دیگر خسته ام از این تجارتگاه ماشینی ندارد درد من درمان بجز آغوش طنّازتهمین دیروز گفتندم روانکاوان بالینی تعجب میکنم وقتی تورا اضداد می بینمکه هم/دردی و درمانی، و هم زخمی و تسکینی خدارا خوش نمی آید که عاشق را برنجانیتو پیرو بر کدامین دین... کدامین دین و آیینی؟! تمام عمر یک شاعر به حسّش بستگی داردکه می میرم زما

برچسب: نویسنده: پندار اسدیان تاريخ: چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت: 1:52

به یاد آن عزیزی که نمی آید به دیدارم ن/گفته دوستم دارد ن/دیده دوستش دارم به یاد بی وفایی که خلأ پُر کرده جایش را ن/میگیرد خبر از من ن/میداند که بیمارم به یاد نازنینی که نوار خاطراتش را مسلسل می کند هرشب و می بندد به رگبارم به یاد آشنایانی که می دانند بعد از او ندارم همدمی دیگر بغیر از دودٍ سیگارم شدم مانند معتادی که هم وابسته هم خسته ست من از تسکینیِ دردم چگونه دست بردارم؟! چه دفترها که با یادش نشستم خط خطی کردم دلم می سوزد این شب ها به حال و روز خودکارم... کاوه احمدزاده برچسبها: به یاد

برچسب: نویسنده: پندار اسدیان تاريخ: چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت: 1:52

نسیم آورده مویش را بنا کرده به رقصیدنگل از گل می شکوفد با لبش هنگام خندیدن هوا سرد است یا رُژ میزند بر گونهٔ سیبش؟چه غوغا می شود گلبرگ روی برف پاشیدن گلستانی به پا کرده خدا بر قامتش امّاچنان میترسد از بوسه که گل میترسد از چیدن دهد پندم همان موجی که دورم می کند از اوپُرم از گوشماهی ها برای حرف نشنیدن بدنبال خودم عمریست چون گرداب می گردمندارد هیچ سودی این به دور خویش چرخیدن کـاوه احمــدزاده برچسبها: کاوه احمدزاده, اشعار ناب, اشعار عاشقانه + نوشته شده در جمعه یازدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 15:59 توسط

برچسب: نویسنده: پندار اسدیان تاريخ: چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت: 1:52

هرگز نگو قسمت نشد تا مال من باشیمی شد که قدری لااقل دنبال من باشی در این قمارِ عاشقی من باختم ، امّامیخواستم تنها خودت تکخال من باشی هر ساله با درد و غم و رنجی گلاویزمرفتی تو تا دلتنگیِ اِمسال من باشی من آرزویی غیر تو هرگز نکردم، آخ!رفتی که پایان بدِ آمال من باشی تو دخترِ اعیانی و من زاده ی فقرمامکان ندارد عاشق اَمثال من باشی #کـاوه_احمــدزاده _______________________________ برچسبها: کاوه احمدزاده, اشعار ناب, اشعار عاشقانه, امثال من + نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 4:4

برچسب: نویسنده: پندار اسدیان تاريخ: چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت: 1:52

شروع هفته با نام تو زیباست

اگر چه کُلّ ایّامِ تو زیباست

جهان غیر از تو مأوایی ندارد

جهان درسایهٔ کامِ تو زیباست

کاوه احمدزاده


برچسبها: کاوه احمدزاده, شنبه, شعر عارفانه, خداوند, اشعار

برچسب: نویسنده: پندار اسدیان تاريخ: چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت: 1:52

کمر خم می شود زیر نبودِ سایه ات باباتلاوت کرده جانم را به آیه آیه ات بابا چه مردانه به میدان نبرد زندگی رفتیپُر از مردانگی جیبت... خودت سرمایه ات بابا! کمال همنشینی با تو در قلبم اثر کردهدلت خورشید تابان بودو من هم/سایه ات بابا کسی مانند تو مردی به مانند تو می سازدکسی مانند من کی می شود همپایه ات بابا!؟ سرودی جاودانی تو میان دفتر شعرمکه قطره قطره اشکم می شود آرایه ات بابا #کـاوه_احمــدزادهاز کتاب #هذیان_عشق برچسبها: روز پدر, بابا, پدر, اشعار ناب, شعر عاشقانه + نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم

برچسب: نویسنده: پندار اسدیان تاريخ: چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت: 1:52

نازنینا! حسّ و حالم بستگی دارد به توسقف پروازِ خیالم بستگی دارد به تومثل آن برگی که دست باد می جنباندشهم جدایی هم وصالم بستگی دارد به توگرچه هر فنجانِ قهوه حرف رفتن میزندباز هم تعبیر فالم بستگی دارد به تواحتمالأ من پس از تو یک کبوتر میشومدرصد این احتمالم بستگی دارد به توهر جهات دیگرِ دنیا غریبم می کندتا سفرهای شمالم بستگی دارد به تونیمه ی گمگشته ام بودی که پیدا کردمتناقصم ، جانا! کمالم بستگی دارد به تودر سرم صدها جواب پرت پندم می دهدای جواب هر سؤالم بستگی دارد به تو... #کاوه_احمدزاده#کتاب_هذ

برچسب: نویسنده: پندار اسدیان تاريخ: چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت: 1:52

غزل بانو چه عیبی داشت بامن مهربان باشیبه تو اصلأ نمی آید شبیه دیگران باشیلباس آبی ات پَر پَر بجان من میاندازدکبوتر میشوم وقتی به رنگ آسمان باشیغزل بانو مگراین دل چه جُرمی مرتکب گشتهکه تو از دار این دنیا نباید سهم آن باشیهمیشه که سخن گفتن نباید با دهان باشدنگاهم کن کمی بگذار با من همزبان باشیغزل بانو «غزل گفتن» برایم «اختیاری» نیستدر این دوره فقط «باید» به فکر «آب و نان» باشیتورا عاریت از اسم «غزل هایم» صدا کردمکه هرجا اسم اشعار من آمد در میان، باشی #کاوه_احمدزاده#هذیان_عشق برچسبها: غزل بان

برچسب: نویسنده: پندار اسدیان تاريخ: چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت: 1:52

صفحه بندی